سلام بروطنم
عبدالو کیل کوچی عبدالو کیل کوچی

بر دلم حرف زیاد است ، به اظهار و پیام

از کجا شروع کنم بر همه بسیار سلام

بر فقای گرامی  و به دوستان عزیز 

بر همه هموطنان و به وطندار سلام

بر وجب در وجب کشور غمدیده من

بر زمین و به هوا و در و دیوار سلام

به غریبان وطن خورد وکلان میهن

به  هر جوینده احوال من زار سلام

به  سرخیء امید های رفتگان وطن

به درفش ارغوانیت هزار بار سلام

به خون پاک شهیدان و به روح پدران  

به ستاره و گل ولاله و مزار سلام

به طبیبان وعلاج غم دلهای خزین

به مریضان وپرستاران غمخوار سلام

به محصل ، متعلم  و جوان  بیکار

به یتیمان وفقیران و شب تار  سلام

به پدر گم شده گانیکه فرو رفته به خاک

به پسر گم گشته گان وبه عزا دار سلام  

آنقدر دل به هوای رخ  شان می لرزد

که ندارم رمقی جرئات اظهار سلام

لحظه ای نیست فراموش ،غم غمزده گان

از دل غم زده ام بر دل غمبار سلام

بهر دیدار  وطن ، چشم براه یاران

از دو چشم تر من به چشم خونبار سلام

جسمم اینجا بود اندیشه بسوی وطنم

دارم امید خدا تا به دگر بار سلام

دوری هرچه شود چاره ، بغیر از میهن

از سوی من به تن میهن بیمار سلام

ما اگر رفته نتو انستیم  تا آخر راه

به عزیزان جلو رفته ء هو شیار سلام

گلشن سرخ چمن سوخته از هرطرفی

به سبز و زرد و سیاه و آخر کار سلام

مختصر اینکه به هر خشک وتری خاک وطن

به همه مردم آزاده وسر شار سلام

اتفاق       همگانی   پی   آزادی    وصلح    

  این فقط راه نجات است به زنهار سلام

تا شود صلح وصفا  نزد خدا  مشکل نیست   

   روم  آنجا  که  منم عاشق  دیدار سلام


December 12th, 2010


  برداشت و بازنویسی درونمایه این تارنما در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید.
 
شعر،ادب و عرفان